تبليغاتX
هفت رنگ مثل جامعه ساده مثل سایه

هنوزم نام تو گره گشاترین است

نامت که می اید همه سنگها به احترام برمی خیزندودرختها سلام وصلوات می فرستند

هرکجا نام تو ای هشتمین ستاره آسمان می آید هوا معطر میشود وآبها متبرک

دراین غربتکده خاکی درکنار غربت تو همه تنهایی ها رافراموش می کنیم

ودخیل می بندیم به حرمتت اشکهای تنهایی مان را

کاش در پیش تو تمام می شدیم.

zarih

با سلام

میلاد باسعادت هشتمین اختر تابناک آسمان ولایت حضرت رضا(ع) ضامن آهو رو به تمام شما دوستان عزیز تبریک میگم.التماس دعا.یاحق


نوشته شده توسط ستایش در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 ساعت 21:29

گل آفتاب گردون

در حالی می روم که نیمی از دلم را کنارت جا نهاده ام وسنگینی کوله بار گناهان دوشها را خمیده ودوری مسافت نفسم را به شماره انداخته است.

آقای من!چقدر زندگی با تو زیباست آندم که صورت بر ضریح مبارکت میگذارم وبا مرواریدهای غلتان اشک آن را می شویم.اصلا زندگی در جوارت معنای دیگری می گیرد.غم واندوه جایی ندارد وشادی همچون لباسی سراپای وجود را می پوشاند.اشکی هم اگر باشد وآهی که هست مرهمی است بر دردهای ناعلاج و مرهمی است بر کهنه زخم قلبها.

هجران گل نرگس جراحتی عظیم بر دلهامان نهاده وآتشی در قلبهایمان برافروخته که فقط بازلال اشک خاموش می شود.اشکی که از همین آتش دل نشات گرفته وآبراهی بر گونه ها گشوده است.

ای زندگی!اسمان زندگی در صحن وسرایت آبی تر از همیشه موج می زند واین موسیقی اذان است که ارام بخش روح افسرده وخسته من است. خوشا به حال کبوتران سبکبالی که هنگام بیقراری به طواف گنبدت می روند وپس از آن آرام بر گلدسته ها می آسایند.

بارها به حال آنها وحال کبوتران مهاجر غبطه خورده ام که نتوانسته ام بیقراری را در پرواز به تصویر بکشم.

ای آقای پاکیها!آندم که دنیا همچون قفسی سینه ام را می فشارد وغل وزنجیر محبت پایم را سخت در خاک فرو میبرد دعایم کن پرپرواز مرا تا بیکران ها ببرد ودمی اسوده باشم.


نوشته شده توسط ستایش در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 ساعت 21:22